...معرفت
معرفت

معرفت

نشریة انجمن فرهنگی و اجتماعی افغان های مقیم کیوبک

***********************************

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٤ امرداد ،۱۳۸٤ - Shearzad

 

 

 

یادی از ابرمرد شعر و عرفان

مولانا جلال الدین محمد بلخی

 

به همت انجمن فرهنگی و اجتماعی

افغان های مقیم کیوبک

 

گزارش:
 

 

تالار محفل که با تمثال های رسامی و رنگی و اشعار شخصیت برازنده شعرو ادب ، فلسفه و عرفان مولای روم جلال الدین محمد بلخی تزیین شده بود ، بیننده را در دنیای شعر کلاسیک دری دعوت میکرد. عبدالرزاق حسامی مسوول بخش اجتماعی انجمن و مدیر مکتب ناصر خسرو با سخنان مقدماتی اش آغاز گر محفل شد و او به یاری خانم کیمیا خادمی تا آخرین لحظات کار گردانندگی محفل را عهده دار بود.

 

سپس برهان شیرزاد رییس انجمن به معرفی و شرح برنامة محفل پرداخت و بعدا توضیحاتی مبسوطی در باره مثنوی معنوی ارایه و مراحل عرفانی معرفت و حقیقت را از دیدگاه مولانا بیان کرد. ا و همچنان پیرامون مراحل زندگی فرهنگی و عرفانی مولانا سخن گفت.

 

سخنران دومی محفل ، نورمحمد نظری معاون بخش فرهنگی انجمن، از یادآوری آثار مولانا آغاز کرد . همانطوریکه آقای شیرزاد به شرح محفل پرداخته بود ، آقای نظری به شرح حال مولانا پراداخت. او گوشه های مهم زندگی و فعالیت های مولانا را بطور دقیق و عمیق بیان نمود و پیرامون ملاقات های مولانا با عرفای دیگر ، آشنایی مولانا با شمس ، رابطه مولانا و شمس با مولانا شمس الدین محمد خلیفه فاطمی معلومات ناب را بیان کرد. نورمحمد نظری بیانیه اش را با قراات قصیده یی در وصف مولای روم که تازه سروده بود، خاتمه داد.

 

فهیمه خوشحال قصیده یی از سروده های مولانا را زیر عنوان «علی بود» به سرایش گرفت که اجرای آن موفقانه و صدای وی بی حد گیرا و دلنشین بود. چنانجه آقای صدیق عابدی سینماگر افغان که با من در یک میز نشسته بود، فهیمه خوشحال را خوش آواز و استعداد آن را کم نظیر خواند.

 

بعد از وقفه کوتاه موسیقی ، محمدعلی بزبان انگلیسی در باره مفاهیم تاریکی و روشنی در اشعار مولانا به تفصیل صحبت کرد و به تعقیب آن خانم خلیلی جباری از انجمن حافظ شناسی مونتریال در رابطه به مفاهیم عقل و عشق و مقام این دو مفهوم در غزلیات مولانا سخنرانی کرد.

 

آقای ربانی بغلانی از جمع مهمانان تورنتو در سخنرانی اش به این سوال که (انسان از نظر مولانا چیست؟) پاسخ داد و همچنان در باره بحران فلسفی که انسان را دامنگیر شده و موقعیت وجودی انسان روشنی انداخت. همانطوریکه خانم جباری در باره دو مفهوم مهم عرفانی (عقل و عشق) صحبت کرده بود، آقای بغلانی به نقش و ارزش (اندیشه) از دیدگاه مولانا تاکید وزیده و برداشت های خود را نیز در زمینه بیان نمود. وی صحبتش را با این شعر مولانا پایان بخشید:

ای برادر تو همین اندیشه یی

مابقی تو استخوان و ریشه یی

 

حسیب الله فضل مسوول انجمن نوای نیستان در کیوبک، از رابطه انسان با طبیعت سخن بزبان آورد و شناخت جهان را به استفاده از عشق توضیح کرد. او متزاج دانش وعشق را توضیح و نوای نی مولانا را با شکست رنگ بیدل به مقایسه گرفت و بیانیه اش را با سرودن شعر زیبایی از سروده های خودش پایان داد.

 حسین علی رحیمی یکی از بنیاد گذاران کانون هنری کوشانی، عضو شورای مرکزی و مسول بخش امریکای شمالی این کانون که در جمع مهمانان تورنتو قرار داشت، تابلوی زیبای رسامی شده مولانا را به رییس مجمع فرهنگی اهدا نمود که با کف زدن های ممتد حضار استقبال گردید.

بخش موسیقی

 

در بخش های موسیقی که بشکل وقفه یی در جریان محفل بگونه ی شایسته یی بعد از چند سخنرانی در نظر گرفته شده بود ، اشعار ، قصاید و غزل های مولانا سروده می شد که برای حضار در ادامه محفل نیروی تازه می بخشید.

در بخش موسیقی آوازخوانان محبوب چون: عزیز جان نعیم، شمس الدین وکیل ، شکیب نصرت ، نصیر فرهاد و نصیر احمد ایام هنرنمایی کردند.

 

عقل گوید شش جهت حد است و راه نیست

عشق گوید راه است و رفته ام من بار ها

عقل گوید پا منه کاندر فنا جز خار نیست

عشق گوید عقل را کاندر تو است آن خار ها

مولانا

ت


تجلیل شایسته از جشن نوروز
 

۱۳۸۵

 

به تاریخ 18 مارچ سا ل روان جشن نوروز از طرف انجمن فرهنگی و اجتماعی افغان های مقیم کیوبک در شهر مونتریال با اشتراک تعداد کثیری افغان ها و سایر نهادهای دیگر ، نوروزسال 1385 خورشیدی با شکوه و عظمت خاصی تجلیل گردید. . قابل یادآوری میدانم که این انجمن بتاریخ دهم اکتوبر 2004 در کیوبک بنیاد گذاری شد و در 29 جنوری 2005 ضمن محفل باشکوهی رسما به کار آغاز نمود. 

جشن نوروز با سخنان داکتر علی حسین حسینیار رئیس کمیسیون تجلیل از نوروز آغاز و توسط شش گوینده و چندین ترجمان به زبان های دری، پشتو ، ازبیکی ، انگلیسی و فرانسوی ادامه یافت.

برهان شیرزاد رئیس انجمن در بیانیه اش در باره اهمیت تاریخی و فرهنگی نوروز از کارکرد های انجمن گزارش داد که نشر گهنامه (معرفت) ، برگزاری جشن نوروز در سال های 85-1386 و تاسیس مکتب حکیم ناصر خسرو که بیش از 100 شاگرد در آن مصروف آموزش زبان مادری اند، برجستگی داشت. ترجمه سخنرانی رئیس انجمن توسط زهره حکیمی به زبان فرانسوی قرات شد. سپس آقای قیس حمیدی یکی از فعالان حزب محافظه کار کانادا که ستیفن هارپر صدراعظم کانادا را در سفر شان در افغانستان همرایی کرده و تازه از سفر برگشته بود، پیام صدراعظم کانادا را به مناسبت نوروز به سمع حاضرین رسانید. بعد محراب الدین مستان مستشار سفارت افغانستان پیام سفیر افغانستان در اتاوا را قرأت و از تحولات پنچ سال اخیر در افغانستان سخن های را به زبان آورد.

به سلسله پیام ها حبیبه عزیزی پیام وزیر مهاجرت و کمیونیتی های کیوبک را به زبان فرانسوی خواند و به تعقیب آن فاطمه هودا نماینده دولت کیوبک که یکی از فعالین حزب لیبرال نیز است، جشن نوروز را به حاضرین تبریک گفت.

 زیبا ترین بخش برنامه اجرای ترانه یی توسط شاگردان مکتب ناصر خسرو بود که لباس های ملی را به تن داشتند. اجرای موفقانه ترانه (مژده که آمد بهار سبزه و گل بی شمار) توسط کودکان زحمات برجسته مسوولین فرهنگی و مسوولین مکتب فارسی را نشان میدهد. اجرای این ترانه مرا به وجد آورد و در حراست زبان مادری در خارج افغانستان امید وارتر ساخت.

بعد از اجرای ترانه آقایان حسامی مدیر مکتب ، برهان شیرزاد رئیس انجمن و میرویس صالحی قونسل سفارت افغانستان به محلی دعوت شدند ، تا تحایف تهیه شده را به شاگردان مکتب ناصرخسرو تفویض نمایند. زیبا تر می بود اگر یکجا با نماینده های سیاسی سفارتخانه ، در تفویض تحایف از شخصیت های نامدار فرهنگی

نیز دعوت می شد ، اگر در کنار مسوولین انجمن فرهنگی قرار میداشت . این کار وزنه فرهنگی بودن نهاد گرداننده را بیشتر می ساخت.

 بیانیه مفصل آقای رحم علی پاکبین که می توان آنرا (نوروزنامه) نامید ، خوانده شد . او برعلاوه بیان تاریخ و پیشیه نوروز تاثیرات نوروز را خارج از سرحدات سیاسی خواند و اظهار داشت که هر قومی به نوروز هویت قومی و بومی خود را داده است.

حسیب الله فضل که گفته می شود (نوای نیستانش) یکی از قدیمترین نهاد در آن دیار است ، در نوروز سال گذشته با چهره خیلی متبسم این شعر را زمزمه کرده بود.

بهار هست و زمستی قطره های آب میرقصد

در آغوش چمن عطر سمن بی تاب میرقصد

چه زیبا منظری دارد بهار اندر لب دریا

که موج از بیخودی با گل بروی آب میرقصد

ولی در جشن امسال زیبایی های بهار را فریبنده خواند و شعری را که به خوانش گرفت از شعر سال گذشته متفاوت بود. می گویند که (المعنی فی بطن شاعر ).

 

بعد داکتر منصورعلی سعادت عضو هیات اجرایی مجمع فرهنگی افغان ها مقیم کانادا پیام آن مجمع را قرات کرد، سپس منور بیگ روشن سروده شعری اش را که به پیشواز سال نو سروده بود ، به خوانش گرفت. متعاقبا پارچه تمثیلی که سوژه آن از زندگی خانوادگی در مهاجرت گرفته شده بود ، مورد دلچسپی زیاد مدعوین قرار گرفت.

 ترانه سمنک را دختران جوانی که با لباس های زیبای ملی آراسته بودند ، موفقانه اجرا کردند که بر زیبایی های جشن افزود و لحظاتی چند توجه حضار را بخود جلب نمود. 

 روشن تیموریان رئیس انجمن تاجیکان در کانادا در سخنرانی اش بر چگونگی مراسم و تاریخ نوروز در بخارا و تاجکستان تماس گرفته و از (اریسه) که در تاجکستان نوعی غذای نوروزی است یادآوری کرد. 

 

سپس داکتر خان آقا خاشی رئیس دوکتوران شعرش را در باره بهار کابل به خوانش گرفت و به دنبال آن انجنیر نظرمحمد ایام ، پیام و دیدگاه (انجمن پاسداران آریانا) را قرأت کرد و خانم حمیرا جباری از انجمن حافظ شناسی بعد از تبریکی جشن نوروز شعری را به خوانش گرفت. 

شفیقه الا یار شعر پشتو را دکلمه نمود و بخش نخست محفل با ترانه نوروزی با اجرای نغمه یی از دنبوره ایوب نظری و همراهان و خوانش اعلانات خاتمه یافت.

 بخش دوم برنامه با نیایشی از طرف فهیمه خوشحال آغاز و با اجرای پارچه دلنواز موسیقی دنبال گردید. آوازخوانانی چون نصیراحمد ایام، صادق کریمیار ، فاروق فاضلی ، داود فاضلی ، نجیب الله ترنم ، داود هروی و نظام الدین جعفری هر کدام بشکل گروهی و انفرادی ادامه یافت.

در اخیر باید یادآور شوم که برگزاری جشن نوروز از طرف (انجمن فرهنگی و اجتماعی افغان های مقیم کیوبک) در مقایسه با سال گذشته بهتر تر بود که مبین پختگی ، آبدیدگی و آمادگی بیشتر این نهاد در برگزاری روز های ملی و تاریخی نشان میدهد. 

 

احسان الله هاشمی گدا عضو

غمخواری غم

 

حسن رویت کلبة دل را درخشان می کند

بوی گیسویت سحر گاه عطر افشان می کند

عرصة میدان خوبان فتح بنمودی به حسن

حالیا اسپ جمال روت جولان می کند

خادمان و چاکران درگة والای تو

در لباس فقر و غربت کار شاهان می کند

طره واپس می زنی و چهره طرار تو

دین بغارت می برد تاراج ایمان می کند

خال پر مکر لبت را دانه بنموده خیال

مرغ نادان دلم سوی تو طیران می کند

حلقه های زلف را بنگر به تخت چهره اش

دیو ظلمت را نگر کار سلیمان می کند

ای رقیب سرکش از سیل سرشکم کن حذر

کاین رواقیانوس پر خون سخت توفان می کند

شد مرا معلوم جز غم نیست کس یار و رفیق

جمله رفتند لیک او غمخواری مان می کند

فرق ما شوریدگان و زاهدان اینست بس

آنچه را فاش بنماییم او پنهان می کند

بسکه زشت است این جهان بنگر که بعد از آمدن

طفل انگشت ندامت زیر دندان می کند

من فدای عشق عشاق که از روی صفا

مدح الله و علی، وصف امامان می کند

جهد گیسوی نگار و قلب محبوس گدا

آری آری عاقلان مجنون زندان می کند

ویرجنیا ، امریکا ٢٠٠٢

...................................................................................................................................

 

عبدالرزاق حسامی

 

معاون بخش اجتماعی

 

التجا

شعر آقای اسامی سهوا حذف شده که دوباره جابجا می شود.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٤ - Shearzad

 

 

 

جشن نوروز

۲۶ مارچ سال ۲۰۰۵ بروسارد کانادا

دیریست که جامعه افغان در آواره گی و هجرت ، گم و گریز ، شقاق و نفاق و حتی انحطاط و نیستیاز فعالیت های انسانی که بقای کامل یک ملت آزاد و سرفراز را نشان بدهد ، بدور مانده ، جنگ و اسارت و شرایط ناهنجار ناشی از آن مردم ما را در اجرای مراسم عنعنوی ، تاریخی و فرهنگی شان ناتوان ساخته است.

این بدان معنی نیست که دیگر افغان ها قادر به احیا ، دوام و رشد زندگی روبناییجامعه شان نیستند. برگزراری مراسم عید نوروز از جانب انجمن فرهنگی و اجتماعی افغان های مقیم کیوبک که در عالیترین سطح از نقطه نظر نظم و انسجام و کیفیت عالی سخنرانی ها و برنامه ها قرار داشت ، این اداعا را تائید می کند که افغان ها می توانند اقدامات گروهی و مراسم بزرگ ملی شان را مستقلانه برگزار نمایند.

برگزاری جشن نوروز در کیوبک شاندار و با شکوه بود که میخواهم نکاتی چند مبنی بر شکوهمندی این بزرگداشت را برجسته و بیان نمایم: نخست اینکه محفل از اشتراک وسیع اقشار اجتماعیاعم از اقوام ، مرد ، زن ، جوانان ، اطفال و اشتراک مهمانان از شهر های دیگر و مهمانان خارجی برخووردار بود که اشتراک اکثر اقوام ساکن درافغانستان نوید خوبی در اتحاد و همبستگی ملی و جلوگیری از نفاق و پاشیدگی در جامعه افغان می باشد. دوم ، گوناگونی و تنوع برنامه ها واز جمله سخنرانی ها ، تمثیل ، شعر ، موسیقی ، نیایش ، اجرای مراسم سمنک ، لباس ، کورس و دیگر ژانر های هنری ظرفیت و ذخیره مادی و معنوی فرهنگ را در این جامعه نشان میدهد. سخنرانی ها و سرودن اشعار به زبان های دری ، پشتو و ازبیکی ، فرانسوی و انگلیسی زیبایی محفل را آراسته تر و زیبا تر ساخته بود. بیانیه ها و سخنرانی ها نمایندگی از بینش عمیق سخنرانان در باره تاریخ و فلسفه نوروز میکرد. سوم ، نظم و انسجام محفل که گرداننده های آن نسل جوان جامعه بود ، برتری های چشمگیری داشت، چه در این اواخر اکثر محافل افغان در افغانستان و خارج از کشور و حتی محافل و مراسم خانوادگی نیز به پرخاش و زدوخورد ها منجر می شوند. انسجام محفل نوروز در کیوبک بروز این بدبختی را نا محتمل ساخته بود.

گزارش مختصر : محفل ساعت٨ شب به گرداننده گی گوینده با استعداد و شیرین سخن بانو فتانه حسامی آغاز گردید و محترم جناب استاد کرم الله کرمی با صدای دلپذیر گوش های حضار را با تلاوت آیات ملکوتی قرآن کریم نوازش کردند.

 

 

 

سپس برهان شیرزاد رئیس انجمن فرهنگی و اجتماعی افغان های مقیم کیوبک بیانیه اساسی محفل را ایراد نمود. در بانیه آقای شيرزاد ارزش های تاریخی ، فرهنگی ، مذهبی و اجتماعی نوروز به مهارت و توانایی خاص ادبی به بررسی گرفته شده بود.بیانیه دومی محفل را استاد کریم حاکمی یکی از تحصیلداران جامعه افغان در کیوبک تهیه نموده بود. سخنرانی استاد که بیشتر جنبه های تاریخی نوروز را در بر میگرفت ، از پخته گی ویژه یی برخوردار بود. مهارت سخنران در آن بود که در شنیدن مقاله طویل شنونده احساس خستگی نمیکرد ، زیرا او هنگام خوانش از بلندترین قله های تاریخ نوروز به جلگه های هموار فولکلور نوروزی می آمد و سرود دلکش ( بیا که برین با مزار ملا محمد جان) را زمزمه میکرد. به همین شیوه او توانست عطش حضار را که سال ها از مراسم سچه نورورزی دور مانده بودند فرو نشاند.

 

 

 

بعد آقای میرویس صالحی قونسل سفارت کبرای افغانستان در اتاواپیام تبریکی کارمندان آن سفارت را به حضار رسانید و از برگزاری جشن نوروز اظهار خوشی کرد. بعدآ حبيبه عزيزی معاون انجمن پیام نوروزی اش را به زبان فرانسوی قرائت کرد.

 

 

آقای حسیب الله فضل مسوول انجمن نوای نیستان نهاد فرهنگی جامعه افغان در کیوبک که در برگزاری این محفل نیز سهم داشت ، بعد از تبریکی جشن نوروز ، سروده زیبایش را بنام پیام به خوانش گرفتند که با گرمی استقبال گردید.

در جریان محفل بخاطر رفع خستگی حضار وقفه کوتاه موسیقی در نظر گرفته شده بود که آواز خوانان جوان اعضای انجمن با آهنگ های دلپذیر هنرنمایی کردند و با کف زند هایممتد بدرقه گردید.

کورس سمنک که بی اندازه زیبا ودلپسند بود ، توسط دختران جامعه که با لباس های زیبای ملی ملبس بودند ، اجرا گردید. مراسم پختن سمنک ، چمچه زدن و دفچه زدن یکجا با موسیقی از زیبا ترین بخش محفل بود.

سپس استاد نورعلی یکی از مشعلداران تحصیل و دانش افغان سخنرانی کردند. او در باره تاریخ نوروز در دوره آریایی ها روشنی انداخت.

برهان عقاب رئیس مجمع فرهنگی افغان های مقیم کانادا در تورنتو پیام تبریکی اش را قرائت و برگزاریسیمنار مشترک را در باره هزاره ناصر خسرو بلخی به مسوولین انجمن هرهنگی و اجتماعی افغان های مقیم کیوبک پیشنهاد نمود.

محترمه شفیقه الایار قطعه شعر بهاری را از اشعار خوشحان خان ختک برگزیده بود ، قرائت نموده و محفل را رنگین تر ساخت.

حبیب دقاق به رنگینی جشن ، رنگ دیگر را افزود و بیانیه وی به زبان های ازبکی و دری پروگرام نوروزی را به شیر و شکر مبدل نمود. حبیب دقاق در بخش موسیقی نیز آهنگ بی حد زیبای ازبیکی را که هر فرد آنبا نام زیبای ( افغانستان ، افغانستان) منتهی میگردید ، ضمیر و قلب افغان دور از وطن را بسوی مهین می کشاند.

بعد ازقرائت پیام نوروزی انجنر منیر خدری پيام و پارچه شعری را به خوانش گرفتند که مورد استقبال حاضرين قرار گرفت نیاشی از طرف دوشیزه شهناز قربانی زمزمه شد که نیایشگر بسیار موفق بود. در پایان بخش اول برنامه کورس شنیدنی و دلچسپ توسط آقای عصمت الله و همراهانش با اجرای (دنبوره) توجه اشتراک کننده را بخود جلب نمود.

بخش دوم مراسم جشن نوروزی سروده نوروزی توسط محترمه فهیمه خوشحال ، پارچه تمثیلی در اجرای موفقانه ممثلین اعضای انجمن و کنسرت آوازخوانان فاروق فاضلی ، حبیب دقاق ، فردین مرادی ، نصیر احمد ایام ، شکیب ، داؤد فاضلی و دیگران اجرا گردید که تا ساعت دو بجه شب ادامه داشت.

 

استاد کریم حاکمی

میرویس صالحی قونسل سفارت کبرای افغانستان

حسیب الله فضل ، نوای نیستان

استاد نورعلی

انجنیر برهان عقاب

حبیب دقاق

انجنر منیر خدری

اشعار و سرده ها

شفیقه الایار

شهناز قربانی

فهیمه خوشحال

این گزارش توسط کسیکه عضو انجمن نیست تهیه و غرض نشر به «معرفت» فرستاده شده است.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٤ - Shearzad

نور محمد « نظری » معاون فرهنگی

 پارچه شعری ازمحترم نور محمد نظری معاون فرهنکی 

نوروز

بنامت  نازم ای  نوروز    باستان                  که داری  حرمت   دیرینه   داستان

 

ز هوشنگ و  فریدون قصه داری                  دیگر  از  رستم   و  گیو    پهلوان

 

ترا زاد و ولد    بنمود     جمشید                   به   شهر  غلغله  دیرینه     بامیان

 

 کجا  بودست بامیانش دران روز                   اریکه  قدرت    پیشینه      شاهان

 

ز جمشید مانده یی   با نام نوروز                    بود   پاینده   و     شمع   فروزان

 

به جمشید نیکو کار صد آفرین باد                   که مدیونم ازان شاه لطف و احسان

 

گذاشته   ناماکت را  روز  نوروز                   جهان ازچون محاسب گشته حیران

 

دقیق ذره  سنج  ماه   و خورشید                   همه   گردش   گیتی   تیر و  کیوان

 

نه   میلاد بود  نه  هجری  محمد                    تو بودی   پیک  بر فرق   زمستان

 

سر آغاز   مة  نو  سال  نو   را                    طبیعت   خرم و   خرسند و خندان

 

خنگ  طفل ز مادر  او جدا گشت                   گشاید روز   نوروزش  دو چشمان

 

بنفشه سرو  سوسن   قد    نماید                     بپوشد   جامه   رنگین      درختان

 

سراید   نغمه بلبل   از سر شوق                    ز هر   دره    خروشد     آبشاران

 

چو  آرایش  کند کبک  دری خود                     به  نوروزش  مثال    نوعروسان

 

غزل گویند ازآن سنگ و به آن سنگ               گلو  را  تر   کند   از   آب  باران

 

خطابی    با  سیه  زاغش بگوید                     بیا  مانند  من   کن    مدح   یزدان

 

ز  تاکستان  کشد  صفچه سر را                     شگوفه سر کند   پلوان   به  پلوان

 

چمن پوشد به عشقت جامه  سبز                    هزران  خنده    بر  لبهای    دهقان

 

کبوتر زلف هد هد شانه  میداشت                     نباشد  روز   نوروزش    پریشان

 

به صحرا رفتم  و از کوه  شنیدم                     به نوروز داره هامون  گل  بدامان

 

دره و کوه و وادی است هیاهوی                     برقص     پای  کوبیده     غزالان

 

هرانچه در طبیعت باشد و هست                      به  نوروز  خجسته  در  خروشان

 

بریسمان  تو  بسته  تار  از  دل                      نثار  ترک  و   تاجک    خراسان

 

به قلب و رگ رگم جای تو باشد                      نه تنها   من همه   ایران  و افغان

 

گرامی     دادمش  ایام    نوروز                     شنو   نوروز   ما    نای   نیستان

 

هزاران سال  بيشين   بوده يی تو                      نظری است ترا حهل ساله ياران

 

 

با ز پارچه شعری ازمحترم نور محمد نظری معاون فرهنکی 

بالب  پرخنده وشرين ادا آمدبهــــــار        بــــــارديگــــــرگشت گــيتی لاله زار

بازماوجوش گلها زلف پيچا  پبچ يار        باز عطرازمحبت نسترن هارشحه بار

بازدهقان شدملبس باهمه ابزارکار

بالب  پرخنده وشرين ادا آمدبهـــار

شکردارم هرزمان من ازخدای خويشتن      روشن و پرنوربينم دورنمای خويشتن

کوته بينم دست ظالم درقفای خويــــشتن       مردم داناوعاقــــل آشنـــــای خويشتن

اين بود بربنده گان الطاف پاک کردگار

بالب  پرخــــنده وشـــرين ادا آمدبهـــار

بازبلبل باگــــل وگلبته ها همراز شــــد        بازچشم نرگس وسوسن به پلوان بازشد

کوه وصحرادشت ووادی پرزسوزوسازشد      برفرازش مرغ شبگيرجمله درپروازشد

ازقدومش کرده گلرنگ جامه رابيدوچنار

بالب  پرخنــــده وشـــــرين ادا آمدبهـــار

بلبلان درشاخ گل صدرازهاگويد دگـــــر      اشک شبنم زلف سنبل بارهاشويد دگر

خارزنبق هرطرف تکرارهارويد دگر           باغبان با باغ حرف بی صداگويد دگر

آمدی خوش آمدی ماچشم ها درانتظار

بالب  پرخنـــده وشرين ادا آمــدبهـــار

آرزودارد دلم تاروضه شاه بروم         درحضورشاه مردان گاه وبيگاه بروم

زادگاه مولـــــوی وپور سينا بـــروم        نــــزداستـــــــاد ادب ناصردانا بـروم

بلخ پرورده به دامان مردمان نامدار

بالب  پرخنـــده وشرين ادا آمدبهـــار

درديارغزنه ميریم سينه ها داریم راز       شکوه ازبيدادی هاگويم به محمودوايز

تامگرازخواب شيرين چشم بگشايند باز       قطع سازددستهای رابه ناحق شددراز

ميشوداين کارآخرحرف ماراگوش دار

بالب  پرخنده وشريـــــن ادا آمدبهـــار

تند باددلــووحوت شوخی کــردورفــت         تنـد فعل آدميان خونريــزی کــردورفـت

تا توانست ياغيان ياغی گری کردورفت        درصف تاريخ ايشان روسيايی کردورفت

دامن ودستان شان ازخون ناحق لکه دار

بالـــب  پرخنده وشريـــــن ادا آمدبهـــار

قصدتسخيروطن راکرده آن قوم فرنگ      باخبـــرکن ازشکست لشکـــرپورپشنگ

مردخيزومردپرور ميهن ماروزجنـــگ      کوه صحرادشت ووادی بيشه شيروپلنگ

اين وطن هست زادگاه رستم واسفنديار

بالـــب  پرخنده وشريـــــن ادا آمدبهـــار

اجــنبی رانيزه باشدخارصحرای وطــــن          توپ هاوان خاک وسنگ دريای وطن

باريک ازپل صراهَ جاده وشا هرای وطن          نيـــستندبيگــانه پرورپيروبرنای وطن

اجنبی رااجنبی دان گرچه باشدنيک کار

بالـــب  پرخنده وشريـــــن ادا آمدبهـــار

 نور محمد «  نظری » سروده شده  به  لهجه هزاره گی

الیگــوبیـــدبــوری بــامیــون قــومـو           زدل بسته کنی پــیمـون قــــومو

 

رمه ره پگشی گرگ خانه گی خورد           کجــایه بیخبـــرچــوپون قـــومو

 

تـــی تیـــاغ کـــو دِه سنگ پــلخمـــو          خـطر پــیدا کــــده برگون قومو

 

نکـردی گوش گـبه تأثیرشِـی دیــدی           جـورمیـده ای ده گـرد ون قومو

 

تو که ا حسـا س همـدردی  نه د َری           قــرت قــو سری پلوون قـــومو

 

کــمـره بــستــه کــو بلـــدی دیانـــت             کنو کیش زاغ از خرمون قومو

 

هــمو روزشــوی یـک د ل ده آغــیل           ده ا ولهـــزه سـرم قربون قـومو

 

نـــفاقه دِه چـپات اوقــره شی کورشه            دویی ره گُـم کنه دوشمون قومو

 

تمـــام مـــو یک رقـــم هـــر کجــایی             کـوتـه دراز نیـه دامـــون قـومو

 

بیه بلــدار مـــویه ازجــنس خالـــص             نیه جوب جان کس چاپون قومو

 

هــزار چــشمه زیک گــیـرو و پـیـتو             دوتــقسـیــم فایـده وتاوون قومو

 

نَصب یک نطفه یک، یک دین وایمو             یکی درچهـره وچشموون قومو

 

تــوا  زبــلــلومــن ازتـَیلــومیــآ یُــوم              بــوبافیم ریشمه وریسپون قومو

 

نمونی ماخ دیــگه د ســـتایی غــیـره               ولوبیگره ده دست آسمون قومو

 

ده جان مو نیش زده خون کده چوش             شپــش ماننـــد تی پیـرون قومو

 

بَـلی اوقـــره مو بوده جـایشی اگــرو             قـد ردو از خـودو مهمون قومو

 

حلوای سرخ وقبرغه داغ خوراکشی             نه مـوخـورد لقمه ازتلخون قومو

 

کـــاسهء ســـرنــگون کبــرتــوغ کو              ده خاک زد کِبرشیرروغون قومو

 

کــــده شـــــرمنــده ورســـوای عالم              به والله زورد ست ارخــوان قومو

 

بچی از خود ده خود دارغه نگیری               بیـــگا نه کی مـوشه درمون قومو

 

زمـان جــا د و خـانی گــشتــه تـامو               ده سنگ تأثیرمونه فرموون قومو

 

بخــواهـــی یانخواهــی شــــد نی یه               خــاره بـوره تی بـــا رون قـــومو

 

درگـه گـفـت وشنود هر سو شده باز                بـه راستی رسیده دورون قـــومو

 

نـیـت وقصد کوتو هرسو که موری                 رسیـده ده خُـنک اسپون قــــومو

 

جــوا ل دوزه زدی مو آخ نگـــفـتی                 نزوچیـغ مردی از سوزون قومو

 

لیازوپاس دیـــگه جایشی نه منـــده                  کـــون توغی مونه مرد ون قومو

 

خوده کج کج نه کو ده راه راســتی                  نگـیـره پای توره قـبقــون قــومو

 

صــدای دلـخراش تـو گـوش کنه کر                 زپشــت پـنجـرهِ زنــد ون قــومو

 

دل رنجــیــده شــد تـیار شـی سخـته                 رفــو کی شـه د ل بیــرون قـومو

 

ده سال بیست سال نیه اِی راه ناقـی                 زچـنـد صـد باله یه در دون قومو

 

زمار آسـتی خـو مو زخـم خـوردیم                 مـونه جمله جهان پرســون قومو

 

عجـب تاریخ د ری بد پی نه موفتی                ا زی خـاطرموگــوم اربون قومو

 

شهامت رستم وغیرت چــوسهـراب                 ز کـه کـم تـوره وگـفتــون قــومو

 

قــد یمــــه از هــمه هـــرسازوآ واز                 غیـچگ ود نبــوره پشپون قــومو

 

معــــطر لخ لخیه قول وقشــــــلاق                  زبــــــوی کمی وغیغـــــون قومو

 

حقیقت ره "نظری"تلخ وتند گفت

 

که تا هوشیار شوه نادون قومـــو 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٤ - Shearzad

 

پارچه شعر ی  از شاعر و نويسنده توانا  که از را هی دور بما به افتخار افتتاحيه با شکوه اين نهاد فرهنکی و احتماعی ارسال کرده بودند.  بمعرض ديد شما عزيزان قرار داده از احساس نيک ايشان سپاسگذاری نموده و  همکاری ديگر دانشمندان را در عرصه غنا مندی فرهنگ مشترک خويش تمنا می بريم.

شعر از محترم ميرفتح محمد خان « خاکي» شاعر معروف افغان - آلمان

 

واقف شدم نموده  اندر میان  کیو بک                     تشکیل  اتحادی  ا فغانیا ن کیو  بک

ترویج رسم وکلتور کاریست خیلی نیکو                 کانرا به کف گرفته فرهنگيان کيوبک                

شد سه دهه که افغان گشته جدا ز کلچر                آواره در جهان اند چون ساکنان کیوبک

با فهم با توانا هر جا به عالم   هستند                       دارند ا نجمن  ها بر پا بسان  کیوبک

زایجاد آن نهاد است با شا د باش گفتن                      یاد آوری  برایی دانشوران  کیوبک

حفظ و دوام این کا ر خواهان پایداریست                با هم که ملتفت اند کار آگهان کیوبک

تا باشد آن نمادی فرهنگ   خاوری ها                   چون مشعل فروزان در آستان کیوبک

خوش اینکه هیچ نوعی وابستگی ندارند                   فرزانه گا ن آزاد آواره گا ن کیوبک

خورسندی ام دو چند است برزنگی سخندان              شامل اتحاد است با دوستا ن کیوبک

کز دیده ادب بین درویش  مشرب   ما              چون بار در نها ل است در بوستان کیوبک

سالیکه بود رفت و پیوست  با  گذشته                   سال نو آمد از راه شد میهمان کیوبک

نوروز باستان را خواهند نمود تجلیل                     طبق رسوم  خاور باشنده گان کیوبک

با این وسیله گویم تبریک سال نو را                      بر مردم شریف الفت  نشا ن  کیوبک

امید تا که با شند مشعوف و شاد و آرام                  در با ختر دیاری امن و امان  کیوبک

از کار ساز عالم هر دم سپا س با یست                 بر انتفاع روان است سیر زمان کیوبک

در انجمن که فیلمی از افتتاح  آن  است                    کاپی آن رسیده چون ارمغان کیوبک

با ابتحاج  دید یم در  پرده  نمایش                           جریان  اجتماع  هم  میهنان  کیوبک

آئین و عنعنات خاور رو به انتشار است               همواره منعکس باد در داستان کیوبک

خاکی همینکه یابیم احوال انجمن را                      ممنون شاد گردیم از مجریان  کیوبک

 

با تشکر فراوان از احساس محترم خا کی و آرزو مندیم تا در آ ینده هم با اشعار پر محتوای شان باعث تشویق این انجمن کردند.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸۳ - Shearzad

 

اینک باز هم پارچه شعری دیگری از محترم خاکی که به مناسبت نوروز باستانی سروده اند به طوری تحفه نوروزی به ما ارسال داشته اند که ما از ایشان تشکر می نماهیم.

 

درین موقع که است ایام نوروز            به هر جانب بود اعلام نوروز

طبیعت  جامه  نو کرده  در بر             ز الطاف فزون و عام نوروز

حواس و هوش را مجذوب سازد          در و دشت زمرد  فام  نوروز

ز لای  قله  های  سیم  آسا                نسیم خوش وزد در بام نوروز

بهر بوم وبر و اقصای  گیتی             دل آرا است روز و شام نوروز

بهاران پا  بپا یش آید از راه                که است پیوسته وادغام نوروز

به فرد و جمع تا گردی ملاقی            نوازد  گوش ه ا را نام  نوروز

به سوی دوستان از دوستان است         مبارک  باد  ها  پیغام  نوروز

به کانادا ز یوروپ گویی تبریک      تو هم خا کی درین هنگام نوروز

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸۳ - Shearzad

 

گشایش انجمن فرهنگی و اجتماعی افغانهای مقیم کیوبک

 

       انجمن فرهنگی و اجتماعی افغانها مقیم کیوبک به تاریخ 29 جنوری سال روان باحضور داشت در حدود 250 نفر نویسندگان، شاعران وهنرمندان در مونتریال رسما شروع به فعالیت نمود. محفل باتلاوت آیاتی از کلام الله مجید توسط استاد کرم علی کرمی آغاز گردید.  گوینده گی این نشست فرهنگی را فتانه حسامی به عهده داشت که و اقعا در کارش موفق و توانا بود.

   درآغاز فاطمه هودا پی پن نماینده حزب لیبرال و رئیس زراعت و ماهیگیری و مواد غذایی کیوبک که اصلا از مراکش است، در بیانیه مختصر خود  از تاسیس همچو مرکزفرهنگی در راستای آموزش و پرورش جوانان و حفاظت از ارزشهای فرهنگی میهن خویش یک امر مهم و در خور ارزش فراوان  دانسته و ایجاد ان را تبریک گفت. او برای  حاضرین ازتجارب زندگی خویش که چگونه به کانادا مهاجرت نموده و با چه دشواریهای به اثر مساعی پیگیر، تحصیلات عالی خود را به پایان رسانیده و باتلاش و فعالیت های خستگی ناپذیرتا  مرحله صعود به حزب لیبرال به پیش رفته است و امروز دارای موقعیت مستحکم در دولت و حزب است. مشار الیه همه گی را تشویق نمود که با مشارکت در کارهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ازفرصت های بدست آمده در این کشور، جامعه خویش را بسوی رشد و ترقی  به پیشر برانند.

   متعاقبا برهان شیرزاد رئیس انجمن فرهنگی و اجتماعی افغانها مقیم کیوبک که شخص فعال و کوشا است، طی صحبتی افتتاحیه خود ، اهداف، اصول و وظایف  انجمن را تشریح نمود. نامبرده یاد آوری نمود که، مرجعی که بتواند روشنفکران و جوانان افغان را به گرد خود جمع کند و زمینه های فعالیت های فرهنگی، هنری و ورزشی را برایشان مهیا کند و جود نداشت. لهذا فقدان همچو یک مرکز  تعدادی از منورین کیوبک اعم از نویسندگان، شاعران و هنرمندان و روشنفکران را بدان واداشت که بادرک مسوولیت اجتماعی، در راستای   ایجاد این کانون همت بگمارند. بنابران  بعد از نشست های متعددی ما قادر شدیم که اساسنامه انجمن را تصویب و آن را در مراجع مربوط ثبت نماییم، حالا وقت آن فرا رسیده که با اشتراک و سهمگیری و حضور داشت شما دوستان که پشتیبان و مشوق ما در این امر خیر بوده اید، این انجمن رسما شروع به کار وفعالیت نماید. او همچنین از اشتراک هیأت تحریر ماهنامه وزین اندیشه نو و مجمع فرهنگی افغانها مقیم کانادا به خاطر اشترا ک و حمایت از تاسیس  انجمن اظهار قدردانی و خشنودی نموده و همبستگی خویش را با آن اعلام نمود. او همچنان از عضویت و حمایت یکصد نفر  در انجمن فرهنگی و اجتماعی افغانهای مقیم کیوبک در مرحله ابتدای ابراز سپاسگزاری نمود. اواظهار امیدواری به عمل آورد که این انجمن قادر شود تا خدمات و افتخارات ارزندهء را در راستای خدمت به مردم ، فرهنگ، هنر و ادب کمایی نماید.

   به دنبال آن داکتر ثنا نیکپی مدیرمسوول ماهنامه اندیشه نو، نخست از ایجاد انجمن فرهنگی و اجتماعی افغانهای مقیم کیوبک، تبریکا ت  صمیمانه خویش را ابراز و از آن به گرمی استقبال نمود. اودر بخش از سخنانش  از اهمیت و ارزش آموزش لسان مادری یعنی زبان دری یاد آوری به عمل آورده  از اعضای انجمن خواست که در این راستا تلاشهای دوامداری به پیش گیرند. او همچنان از تجلیل حکیم ناصر خسرو بلخی که در کانادا  مثال آورد که هموطنان همزبان ناصر خسرو بلخی شانس آن برایشان میسر نگردید تا سهم شایسته خود را در این راه ادا میکردند، لهذا ایجاد همچو نهادها در رشد و ترقی فرهنگ و هنریک  امر لازمی و حتمی است. نامبرده برای تمام دست اندر کاران انجمن موفقیت و پیروزی، جهت خدمت به فرهنگ، هنر وادب و ورزش و آموزش زبان فارسی آرزو نمود.

     بد نبال آن داکتر اسدالله شعور پژوهشگر، مورخ و فولکلوریست معروف کشور درباره  نهاد های که بتواند دگرگونی های را در راستای مسایل فرهنگی و هنری به وجود  بیاورد و زمینه رشد و پیشرفت آن را میسر گرداند به تفصیل صحبت نمود و از اقدام نیکوی  آن عده جوانان با درد و با آرمان علاقمند  به فرهنگ و هنر که قا درشده اند این انجمن را  پیریزی کنند، ابراز قدردانی نمود و هر گونه کمک و همکاری های فرهنگی و ادبی را برایشان وعده داد.

   سپس عمرصمد سفیر افغانستان در کانادا نخست از طرف خود و دولت افغانستان از تاسیس انجمن فرهنگی و اجتماعی  افغانها ی مقیم کیوبک  تبریک گفت و ایجاد همچو نهادی را درشرایط  مهاجرت  یک اقدام فوق العاده ارزشمند تلقی نمود. متعاقبا درباره کارکردهاو تحصیلات وسابقه خود قبل از باز گشت به افغانستان به تفصیل سخن گفت و از مقرری اش در وزارت خارجه به حیث سخنگو و سابقه ژورنالستیکی اش نیز یاد آوری کرد و بدنبال آن پیرامون اقدامات وکار کرهای که دولت افغانستان طی سالهای گذشته انجام داده رو شنی انداخت و به دوام  آن درباره پلانهای انکشافی دولت افغانستان برای بازسازی ویرانه های کشور در آینده صحبت نمود و از اهمیت و همکاری های جامعه بین المللی و مشارکت ملی اظهار قدردانی نمود.

   خانم جباری شاعر ونو یسنده ایرانی پارچه  شعری از شاعر نامدار کشور لطیف ناظمی را دکمله نمود که مورد استقبال قرار گرفت.

   بعد  آقای حسیب الله فضل رئیس انجمن  نوای نیستان  ضمن عرض تبریک  در باره  ایجاد انجمن و اهمیت فرهنگی آن صحبت نمود  و گفتارش را با قرأت رباعی که تازه سروده بود خاتمه داد:

   دران باغی که گلها رنگ رنگ است

  خزانش دلکش و سیرش قشنگ ا ست

  اگر آنجا گل دیگر بروید

  پیامش نغمه تنبور وچنگ است

  متعاقباً فاطمه اختر شاعر ونو یسنده، بعد از عرض تبریک به دست اندرکاران انجمن، بیانیه اش را ایراد نمود که  مفصلا در  شماره آینده  اندیشه نو به نشر خواهد رسید.

   آقای برزنگی  سپس بیانیه اش را ایراد  نمود که بخش زیاد آن  خارج موضوع بود، و در بخش اخیر بیانیه اش درباره  اهمیت آموزش زبان دری  صحبت کرد و مثالهای زیادی  عوض کشورمحبو ب خود ما از تاجکستان مثال آورد. درحالیکه  تاجکستان از پانزده سال بدینسو بعد از برداشتن یوغ استعمار اتحار شوروی سوسیالیستی از گردن خویش فرصت آن برایشان میسر شده که به یاد گیری و آموزش زبان ما دری خود آغاز نمایند، زیرا  قبل بران  همه مجبور بودند که به لسان روسی تکلم کنند و بنویسند. لهذا روشنفکران  واندیشمندان تاجک مجبور بودند که دراین راستا کار و پیکار زیادی انجام دهند، ولی  در کشور ما افغانستان و به وِیژه در مهاجرت  کار ها دگرگونه است و آوردن  مثالهای تاجکی به درد مردم  ما نمی خورد.

     بعدا سلطان علی شنبلی سر دبیر اندیشه نو به نمایندگی از مجمع فرهنگی افغان ها مقیم کانادا و ماهنامه اندیشه نو بعد از عرض تهنیت و شادباش به  دست اندر کاران آن صحبت نمود، وی در باره دشواریهای که ماهنامه اندیشه نو بدان مواجه بوده  روشنی انداخت و بعد ا درباره پالیسی نشراتی ان که امروزیکی ا ز موفق ترین ومطرح ترین نشریه بیرون مرزی است سخن کفت.

   منور بیگ روشن پارچه شعری خود ش را به این مناسبت قرأت نمود که مورد استقبال مد عوین قرار گرفت.

   بعداً خورشید عطایی شاعر زبان های پشتو و دری دوپارچه شعرش را در محفل  دکلمه نمود که یکی به زبان پشتو تحت مطلع«د بتانوگناه حه وه» و دیگری به زبان دری.

    سپس نور محمد نظری معاون بخش فرهنگی و عبدالرزاق حسامی معاون بخش اجتماعی،ملک گذر معاون انجمن  محمد نعیم غیبی عضو هیات تحریر انجمن و فقیر محمد  موفق بالنوبه صحبت  کردند. آقای موفق به نمایندگی از اعضای انجمن اقدام بعدی انجمنرا تجلیل از برز گداشت حکیم ناصر خسرو بلخی اعلان نمود که بااستقبال  گرم حاضرین مواجه شد.  در بخش دوم محفل کنسرت موسیقی دلنوازی توسط دوتن عضو انجمن هریک نصیراحمد ایام و داود فاضلی اجرا گردید که مورد پذیرایی و استقبال گرم حضار قرار گرفت.  

    این دو جوان هنر مند که با آواز گیرا ودلنشین موسیقی جاز را به صورت خیلی مسلکی می نوازند، آینده درخشانی پیشرو دارند و در تمام محافل خوشی هموطنان با پیشانی باز اشتراک می ورزند.

         نمایشگاه رسامی برادران هنرمند و نقاش عبد الحمید و عبد السمیع در داخل سالون دایر گردیده  بود که مورد دلچسپی قرار گرفت. این دو برادر که در رشته نقاشی دارای تحصیلات عالی هستند ، برای نخسیتن بار نمایشگاه رسامی شان از طرف انجمن فرهنگی و اجتماعی افغانهای مقیم کیوبک به معرض نمایش گذاشته شد.

 

گزارش برهان شيرزاد رئيس انجمن

 

در دفتز زمانه فتد نامش از قلم               هر ملتی که مردم صاحب قلم نداشت

 

 

اولتر از همه سلام های گرم و صمیمانه خویش را خدمت مهمانان عالیقدر روشنفکران وفرهنکیان واعضای محترم این انجمن تقدیم داشته وتشریف اوری شما عزیزان را که به مناسبت ایجاد این انجمن دایر کردیده خیر مقدم میگویم

 

       انجمن اجتماعی و فرهنگی افغانهای مقیم کیوبک نهاد اجتماعی است .  که برا ساس همفکری جمعی از روشنفکران ، نویسنده گان ، شعرا ، پژوهشگران تشکیل گردیده است . فعالیت انجمن مطابق نورمهای اعلامیه جهانی حقوق بشر ، کنوانسیونها ، میثاقهای قبول شده ً جهانی ، بر اساس اصول آزادی ، دموکراسی ، اعاده حقوق بشر ، پلورالیزم ، تساوی حقوق ،هومانیزم ، صلح پسندی و احترام بمقام انسان ، همکاری متقابل و تشریک مساعی با ارگانهای دولتی ، شخصی و افراد استوار است

 

 هدف از برگزاری این انجمن ایجاد شرایط  فعالیتهای فرهنگی ، نشراتی برای اعضای انجمن ایجادهمکاری میان اعضا و منورین افغان که در بخشهای گوناگون تحصیلات و مهارت دارند- توجه جدی به انکشاف زبان و رسم و خط و اد بیات کشور .

 جمع آوری معلومات، نشر و پخش مضامین در رابطه با فرهنگ ، فولکلور و ارزشهای تاریخی افغانستان و

انتقال این فرهنگ گرانبها برای نسل اینده وهمچنان ارج گذاشتن به شاعران نویسند گان محقیقین ودانشمندان که سده های .خدمت نموده اند می باشدشما خود شاهد ان هستید که بنابر مهاجرت های کوناگون و پیهم افغان ها در دو دهه اخیر در کشور های بیگانه عدم نداشتن   دسترسی به کتاب و کتابخانه  کم شدن مطالعه فشار های اقتصادی تمایل پیدا کردن به فرهنگ وکلتور بیگانه ورسانه های خبری خارجی کم شدن علاقه برای ادامه تحصیل وامثال ان باعث شده تا یک خلای فرهنگی را بوجود اورد که برای اینده مایان خیلی خطرناک تلقی میگردد

اما جای بسا افتخار است که فرهنگیان روشنفکران و قلم بدستان ما با درک عمیق و رسالت تاریخی شان در مورد فرهنگ و کلتور شان نظر به ضرورت های نهایت مبرم جامعه کنونی بنیاد گذار این انجمن گردیدند برای همه ما وشما ظاهر و هویداست که هر ملتی بنابر ارزش های فرهنگی اش در جامعه بشری شناسایی می شود و با داشتن این ارزش هاست که جامعه بشری برای همدیگر ارج و احترام میگذارند مایان با دور نمای فرهنگ غنی که داریم در طول سده ها زنده و سر بلند در جامعه بشری زندگی افتخار امیزی را سپری نموده وحوادث ناگوار تاریخی با تمام قدرت و عظمت خود نتوانسته کاخ فر هنگی ما را ویران کند زیرا مردان بزرگ چون مولانای بلخ ابو علی سینا بلخی ناصر خسرو بلخی البیرونی سنایی غزنوی مولانا جامی فردوسی امثال این بزرگ مردان تهدابگذار فرهنگ ما بوده اند فردوسی چه خوب می گوید

بنا های اباد  گردد  خراب                   ز باران و از تابش افتا ب

پی افگند م از نظم کاخ بلند                که از باد و باران نیابد گزند

نمیرم ازین پس که من زنده ام               که تخم سخن را پرا گنده ام

در قسمت فعالیت و وظایف این انجمن باید گفت که این انجمن:همکاری وتامین روابط با دانشمندان ، محققین ، ژورنالستان ، قلم بد ستان و فرهنگیان بر قرار ساخته و در مورد نشر آثار ، مضامین ، رساله ها و کتب دانشمندان و نویسنده گان .تهیه و پیشبرد سخنرانیها، سازماندهی سیمینار ها ، میز مد ور ، کنفرانسها ، سمپوزیوم های علمی ، تحقیقی و حقوقی. تجلیل و برگزاری روزهای ملی و تاریخی و شخصیتهای مهم کشور .تدویر محافل شعر و قصه خوانی . توجه به ژانر های اد بی و هنری بویژه داستان نویسی ، سناریو نویسی ، نمایشنامه نویسی ایجاد کتابخانه ها و شرایط مطالعه و پژوهش به علا قه مندان دانش و فرهنگ . پیشبرد مصاحبه های مطبوعاتی در مورد مسائل علمی ، فرهنگی با رسانه های جمعی افغانی و جهانی .: ارتقا بخشید ن به شعور اجتماعی و آگاهی ملی جامعهً ا فغانی .پخش و نشر د ست آوردهای ملی اشاعه افتخارات ملی ، سنن و رواجهای پسند یدهً افغانی همکاری با متعلمین مکاتب  و محصلین دانشگاه ها وموسسات تعلیمی تقد یر ، تشویق و معرفی شاگردان ممتاز همچنان تشویق هنر مندان اجرای کنسرت های انتفاعی ، و نیمه انتفاعی ایجاد تیمهای ورزشی و سازماندهی مسابقات سپورتی .سازماندهی سیرعلمی و میله ها را به کمک شما فرهنگیان و روشنفکران مصداق عمل قرار خواهیم داد

ما خوشبختانه در مدت زمان کوتاهی توانستیم رضایت خاطر فرهنکیان را بدست اورده وگام های نخست عملی را که عبارت از راجستر شدن این انجمن به طور رسمی بود از ایالت کیوبک بدست اوریم و امشب هم با حضور شما فرهنگیان و روشنفکران اولین بر نامه افتتاحیه این انجمن را که پیام و خاطره ان باعث افتخار همه فرهنگیان خواهد بود میزبان هستیم

قابل یاد اوری میدانم که این انجمن متعلق و منحصر به یک گروه و یک قوم نبوده طوری که از نا مش پیداست انجمن اجتماعی و فرهنگی افغانهای مقیم کیوبک فلهذا به صراحت میتوان گفت که همه افغانها بخاطر پیشبرد اهداف نیک این انجمن ذیدخل اند

در حال حاظر بیشتر ار صد نفر عضویت رسمی این انجمن را دارا بوده و تمام افغانها که برای غنا مندی فرهنگ شان ارج میگذارند میتوانند با در نطر داشت شرایط اساسنامه عضویت این انجمن را بدست اورند بنابرین ما به کمک و یاری شما فرهنگیان و روشنفکران به منظور داشتن اینده روشن و درخشان برای به تحقق رسیدن اهداف و مرام این انجمن نیازمندیم وهمکاری شما فرهنگیان ما را قادر به ان خواهد ساخت تا به کمک همدیگر گام های هر چه وسیعتر را به خاطر غنا مندی فرهنگ خویش بر داشته و رسالت خویش را برای نسل فردا که چشم و چراغ اینده مایان خواهد بود ادا سازیم

بیجا نخواهد بودکه پارچه شعری را که تحت عنوان مرام سروده ام به خوانش بگیرم

 

رسید  مژده برایم  که  با هم  نوا  شویم                           دیگر زمان انست که با هم بپا شویم

با وحد ت  خلوص  دستان به  هم  دهیم                          با طنزوشعرخویش قلم را به هم زنیم

از  شعر عشق و فرهنگ  قصه ها کنیم                           با شعروطنز خویش فردا  را بنا کنیم

فردا که کودکان من   وتوقصه گر شوند                          از انچه  داشتند  و دارند  خبر  شوند

با جوهر فرهنگ خویش اراسته تر شوند                       باعث افتخاری مردم و اهل هنر شوند

پس هموطن بیا که با هم یک صدا شویم                         دستان  یگدیگر را  فشرده بپا  شویم

با دست بدست یگدیگر فردا را بنا نهیم                          با علم  و معرفت فرهنگ را غنا دهیم

برهان دانم که این مرام همگانست ارزو                        خدمتگذار ومشعل  وهم  رهنما  شویم

 

میخواهم از محترم داکتر ثنا نیکپی مدیر مسوول اندیشه نو بخاطر کمک های معنوی شان که ما را به منظور ایجاد این انجمن یاری رساندند اظهار سپاس میکنم وامید وارم تا در اینده هم با ما همکار باشند

از موسسین محترم این انجمن محترم نور محمد نظری محترم نعیم خان غیبی محترم عبدالرزاق حسامی محترم ملک گذر محترم علی داد میر زایی محترم امین مایار و متباقی اعضای این انجمن بخاطر سعی و تلاش ایشان برای به تحقق رسیدن اهداف انجمن و به منظور اعتماد ایشان که اینجانب را به صفت ریس انتخاب نمودند نهایت سپاسگذار هستم و وعده میدهم تا با تمام توانمندی و امکانات ام در قسمت پیشبرد اهداف این انجمن سعی و تلاش خواهم کرد

و همچنان تشکرات قلبی خویش را ار شما مهمانان روشنفکران و فرهنگیان عزیز گه در محفل افتتاحیه ما حضور دارید ابراز داشته مخصوصا فرهنگیان عالیقدر محترمه فاطمه هودا پیپن نماینده حزب لیبرال محترم عمر صمد سفیر افغاستان در کانادا محترم میرویس صا لحی قونسل سفارت افغا نستان محترم داکتر ثنا نیکپی مدیر مسوول اندیشه نو محترم داکتر شعور مورخ و پزوهشگر محترم شنبلی سر دبیر اندیشه نو محترمه فاطمه اختر شاعر و نویسنده محترمه خورشید عطایی شاعر زبان دری و پشتو محترم حسیب اله فضل ریس انجمن نوای نیستان محترم داکتر منصور عضو انجمن افغانهای کانادا محترم ریس نظام علی و متباقی فرهنگیان که با تشریف اوری شان ما را افتخار بخشیده که این خود نماینگر ارج گذاشتن به فرهنگ و مردم شان میباشد تشکر نموده و ارزو مندم تا در اینده هم با همکاری و حضور شما فرهنگیان محافل بعدی این انجمن را برگزاری نماهیم سپاس بیکران از محترم شاه عصمت اله حبیبی مشاور وزارت امیگرشن در امور کلتوری که در محفل کنونی ما شرکت دارند و نظر به تقاضای این انجمن در قسمت اسپانسر شیب ها برای هموطنان ما که در مانتریال زندگی میکنند سهمیه داده و بعد ازین عزیزان که میخواهند اقارب شان رااسپانسر شوند با این انجمن در تماس شده و از مزایای کمک ما مستفید گردند

در خاتمه با تشکر از وزارت اطلاعات وفرهنگ ایالت کیوبک به منظور راجستر نمودن این انجمن و ارج گذاشتن بخاطر پیشبرد فرهنگ و کلتور ملیت های مختلف صحبت خویش را خاتمه داده وباز هم سپاس بیکران از پشتیبانی و اشتراک شما در محفل کنونی                     تشکر

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳ اسفند ،۱۳۸۳ - Shearzad

 

 

 

سخنرانی ها و پیام ها

************

۱

بيانيه

فاطمه هودا پی پن

نماينده حزب ليبرال و رئيس زراعت ُ ماهيگيری و مواد غدايی کيوبک

***

۲

بیانیه

داکتر نیکپی مدير مسوول ماهنامه انديشه نو در تورنتوی کانادا

مونتریال ، کانادا ، 29 جنوری 2005

هموطنان عزیز ، حضارگرامی ، اشتراک کننده ها و موسسین انجمن اجتماعی و فرهنگی افغان های مقیم کئوبک

نخست از همه صمیمانه ترین تبریکات خود را که از عمق قلب ، خلوص نیت نیک و عالی ترین تبارز احساس و عواطف من ناشی می گردد به شما و همه هموطنان اهل فرهنگ ، بخصوص علمبرداران شعر و ادب ، هنر و موسیقی و نشرات و مطبوعات پیش کش می نمایم.

 اشتراک من در این محفل شاندار و با شکوه یک اندوه بزرگ را از من دور می سازد ، یک درد جانکاه را در روح و روانم به تداوی میگیرد و یک زخم ناسور را در قلبم مرهم میگذارد. این اندوه ، این درد و این زخم عدم انسجام و تشکل در میان مردم و ملتم می باشد. از زمانیکه دیو ظلمت و عقبگردی بر فضای میهن عزیز مان افغانستان چیره شده است ، نفاق ، شقاق ، تعصب ، بدبینی و تفرقه ملت را چنان فرا گرفته است که ریشه های آن تا جمعیت ها و گروه های کوچک ، خانواده و فامیل ها دوانیده شده است. این بدبختی عظیم ملی ، انسجام ، نظم ، ترتیب ، سازماندهی ، اتحاد و همبستگی را در همه شئون جامعه چنان تضیف نموده که عواقب آن دنباله رویی، بیگانه پرستی ، تملق ، خودستیزی و افغان ستیزی را در وجود تعدادی افراد جامعه ترزیق نموده است.

 حضار گرامی ! دشمنان نظم و انسجام در افغانستان هر کاری که از دست شان پوره بوده دریغ نکرده اند، از نسل کشی ، قتل عام و پاکسازی تا چپاول و نابود سازی آثار تاریخی و فرهنگی را علیه مردم و ملت ما انجام داده اند ، با آنهم نتوانسته اند ملت را کاملا به زانو در آورد. من به شما اطمنان می دهم که ملت را نمی توان از نقطه نظر فزیکی نابود ساخت. ولی نابودی یک ملت نابودی فرهنگ و زبان آنست. ممکن نیست که همه مسایل را درین جا به بررسی بگیریم ، از لابلای این همه مشکلات موضوع آموزش زبان مادری را که مهمترین و مبرمترین مساله جامعه مهاجر در کانادا است در نظر می گیریم.

حضار گرامی برای هر افغان با احساس این سوال پیدا است که این همه «مهربانی های» کشور های غربی در افغانستان ، دلسوزی از انکشاف فرهنگ ، تبلیغات پر طمطراق به شیوه های مختلف و از راه های گوناگون به کجا می رود؟ چه توجه یی به جامعه مهاجر افغان که روشنترین قشر جامعه شان هستند ، صورت گرفته است، فرهنگ بدون زبان چه مفهومی را افاده کرده می تواند؟

انگیس ها ضزب المثلی دارند که می گویند : (اگر نتوانی فرزندت را انگلیس تربیه کنی بهتر است آنرا به دنیا نیاوری) انگلس تربیه کردن به مفهوم آنست که به انگلیسی صحبت نماید ، به انگلیسی بیاندیشد و برخورد و موضع گیری انگلیسی داشته باشد. بیایید از خود بپرسیم که آیا اولاد ما به دری صحبت می کنند ؟ اگر به دری صحبت کنند ، قادر نیستند که به زبان مادری شان فکر کنند. بدون شک آنها اول به زبان دیگر فکر می کنند و حین صحبت با والدین شان فقط فکر خارجی را به والدین شان ترجمه می نمایند. سلیقه های شنیدن موسیقی و لباس پوشیدن فرزندان ما افریقایی و زبان ، تفکر وبرخورد شان نیز بیگانه می شود. یهود ، اروپایی و حتی افریقایی در حفظ زبان و فرهنگ شان دست به اقدامات جدی دست می زنند و ما با پاهای خود مان بسوی نابودی فرهنگ و زبان روانه سرنوشت نامعلوم هستیم.

حضار گرامی من هرگز علیه زبان دیگران نیندیشیده ام . آموزش زبان دیگران کار خوب است ، ولی ارزش آنرا ندارد که با آموزش آن زبان خود را از دست بدهیم.

رسول حمزتوف شاعر و نویسنده شهیر داغستان می گوید : (زبان های دنیا ستاره های درخشانی اند که آسمان بشریت را زیبا ساخته اند، بگذار هر ملتی در آن ستاره خودش را داشته باشد.) محمدجان شکوری بخارايی تحقیقات با ارزشی را که در خصوص زبان به چاپ رسانیده نام وی را «زبان ما – هستی ما» گذاشته است. بلی ، هستی و موجودیت هر ملت مربوط به فرهنگ آنست و فرهنگ بدون زبان ناقص است.

دوستان محترم ، بیایید رابطه ، برخورد و موضع گیری خود را در باره زبان مادری مان در نظر بگیریم. سال گذشته از هزاره حکیم ناصر خسرو بلخی ، شاعر ، متفکر و فیلسوف خراسان در پاریس ، لندن ، دوشنبه و کانادا تجلیل به عمل آمد. در این یادواره ما افغان ها نتوانستیم از ناصر خسرو به زبان خود مان یعنی به زبان ناصر خسرو بزرگداشت نماییم.

علل و عوامل این ناتوانی را بررسی کنیم که چرا ما عاجز ، بیچاره و بی زبان هستیم. به عقیده من علت مهم این بدبختی باز هم در عدم تشکل و بی انسجامی ما است.

یگانه راه نجات از این قهقرا و فاجعه بزرگ ملی آنست که ما باید اول متیقین شویم که نیرومندی ما در تشکل ، اتحاد و همبستگی ماست و هر کسیکه تشکل ما را نمی خواهد نابودی ما را می خواهد.

فلهذا ، انجمن اجتماعی و فرهمگی افغان های مقیم کیوبک از اقدامات جسورانه یی است که آغاز تشکل و انسجام در جامعه از هم پاشیده ما را نوید میدهد.

 حضار گرامی ، اگر از زبان بگذریم ، به شعر و ادب ، هنر و موسیقی ، رسامی و خطاطی، سپورت و تربیه بدنی نظر بیاندازیم ، دیده می شود که آواز خوان ما آهنگ های دوره های قبل از حکومت مجاهد و طالب را کاپی می کنند ، کاپی خوانی و عدم تحریک ، ابتکار و نو گرایی هنر و موسیقی را به انحطاط کشانیده است. صد ها شاعر داریم ، ولی همه بدون دیوان و دفتر ، علت آن اینست که ما نتوتنسته ایم مکانیزم نقد و نشر را ایجاد کنیم که نظم و نثر ما به پختگی برسد و قابل عرضه به جامعه گردد. بهترین بازیگران ورزش داریم ، ولی آنها را کسی نمی شناسد. رسام و خطاط داریم ، ولی آفریده های هنری آنها را به نمایش گذاشته نمی توانیم ، زیرا تشکل نداریم

در شرایط کنونی بی قدر ترین نیروی فکری ، دانش افغان است. پژوهشگر افغان ، صاحب نظر در مسلک و تخصص شان به حساب نمی آید. ما به اظهارات یک خارجی راهرو و رهگذر ارزش بیشتر قایل هستیم ، تا به نظریات مسلکی و پژوهشی افغان خود.

حضار گرامی ! شما بگویید که علت این قهقرا چیست؟ و چطور میتوان از آن رهایی یافت ؟ من علت آنرا باز هم در عدم انسجام می بینم و راه برامد از این پرتگاه فقط و فقط نهادینه ساختن امور اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی جامعه ماست که باز هم خوشبختانه مثال های داریم که نهاد حاضر یعنی انجمن اجتماعی و فرهنگی افغان های مقیم کوبک از نمونه های آنست.

دوستان گرامی ، نهادینه ساختن یک مشکل و ایجاد همکاری و تفاهم میان نهاد ها مشکل دیگر است. با حیف و افسوس یادآور می شوم که نهاد های جامعه افغانی همیشه کوشیده اند که در مخالفت شدید با یکدیگر شان فعالیت نمایند که علت آن نفاق و خصومت های داخل افغانستان است که ما اعضای جامعه ناقل و هادی آن هستیم و حین فعالیت های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی نمی توانیم که از محدوده های ذهنی مان خارج شده و بخاطر منافع والای ملت تمایلات ذهنی خود را موقتا کنار بگذاریم. در حقیقت بعضی نهاد ها از فرمایشات خارج از جامعه مهاجر ناشی شده اند و به درک نیازمندی های مبرم جامعه ما مستعد نیستدند . این یگانه علت دایمی نفاق و پرخاش میان نهاد های افغانی است. پس نهاد جدید باید با اسالیب و شیوه های جدید کار مجهز باشند ، نهاد حاضر را ما به تجلیل آن گرد هم آمده ایم نیز از همین جمله به حساب می آید.

 اکثر نهاد های جامعه ما در اجرای اهداف ستراتیژی ناکام و در اجرای تکتیک های کم دوام و مؤقتی دچار وسوسه و گمراهی شده اند و نتواسته اند اهداف دور مدت خود را دنبال کنند. لذا نهاد های جدید از این سردرگمی ها باید مبرا باشد.

 حضار گرامی ! در اخیر یک بار دیگر صمیمانه تبریکات خود را به موسسین انجمن اجتماعی و فرهنگی ، جامعه افغان در کوبک کانادا و به همه افغان های عزیز در هر کجایی که هستند تقدیم و از مسوولین این نهاد خواهشمندم که مرا یکی از همکاران دایمی شان به حساب بیاورند.

پایان

***

۳

داکتر اسدلله شعور عضو هيات تحرير انديشه نو

***

۴

عمر صمد سفير کبیر دولت جمهوری افغانستان در اتاوا

 

***

۵

خانم جباری از جامعه ايرانی در کيوبک

***

۶

حسيب الله فضل رئيس انجمن نوای نيستان

 

حسیب الله فضل رئیس انجمن نوای نیستان ضمن ارائه تبریک در باره ایجاد انجمن و اهمیت فرهنگی آن صحبت نمود و گفتارش را با قرأت رباعی که تازه سروده بود خاتمه داد:

دران باغی که گلها رنگ رنگ است

خزانش دلکش و سیرش قشنگ ا ست

اگر آنجا گل دیگر بروید

پیامش نغمه تنبور وچنگ است

* * *

۷

فاطمه اختر عضو هيات تحرير انديشه نو

شاعر ، نويسنده و گويندة با استعداد فاطمه اختر بعد از سخنرانی سروده شعری اش را به خوانش گرفت که با احساسات گرم حضار روبرو شد.

قلم خونین

وقتیکه ترک وتازی

رو به جنوب داشتنذ

و زیره به کرمان می بردند

گیسوان من به دم اسپان شان بسته بود

وقتیکه ا. استخوان هایم

روغن میکشیدند

با چشمان پوشیده به خراس بسته بودم

وقتیکه طغرای مهری بپای فرمانی

نقش فنا می بست

اسپ سالاران از کاسه سر من

آب باران می نوشیدند

وقتیکه دامان سفید هندوکش راجای پای

اسپان دشمن چرکین میساخت

من با اشکم آنرا می شستم

وقتیکه شهزادگان کور

در دربار های رنگین خیره میشدند

و شاهان جهان گشا

دست در انبوه ریش های خضاب بسته

می کشیدند

و بار دوم جلوس می کردند

پایه های تخت شان روی شانه من قرار داشت

وزمانیکه جنگل تناوران به زمین میافتاد

دسته تبر از استخوان من بود

در دهن دره های این خاک

لاخ را چسپیده بودم

و شناسنامه ام را قله ها بلند گرفته بودند

وقتیکه طبیعت در مسیر ما کجروی اختیار میکرد

و صعب از میانه عبور مینمود

قلبه را در زمین های للم بدوش میکشیدم

و تقدیر را پذیزا ترین میزبان

به استقبال میشتافتم

و کنون حنجره خونین در دست

در دامنه های سفید هندوکش

درد های بی پایان خویش را

فریاد میزنم

 

***

۸

آقای برزنگی  

***

۹

سلطان علی شنبلی سردبير انديشه نو

بنام آنکه جان را فکرت آموخت

چراغ جان به نام دل بر افروخت

 

چو خواهی که نامت بود جاودان

مکن نام نیک بزرگان نها ن

همین نقش برخوان، پس ازعهِد خویش

که دیدی پس از عهِد شاهان پیش

همین کام و نازو طرب داشتند

به آخر برفتند و بگذاشتند

یکی نام نیکو ببرد، از جهان

یکی رسم بد ماند ازو جاودان

 دوستان، و مهمانان عزیز!

 باعرض تبریک وشادباش به دست اندر کاران تاسیس کانون فرهنگی واجتماعی افغان های مقیم کیوبک، خوشحالم، فُرصت میسر میشود، تا سخنانی چند حضور شما بیان نمایم. گفته های من در دو بخش خیلی کوتاه پیشکش میشود. دربخش نخست، میخواهم درباره کشور محبوب ما افغانستان نظریاتم را ابراز بدارم و در بخش دوم درباره اینجا یعنی زندگی در کانادا.

 میهن عزیز ما درطی یک ربع قرن، دستخوش چنان بحران طاقت فرسا شد، که چشم روزگار مانند آن را کمتر دیده است. این بحران فرسایشی، میلیون ها انسان مظلوم هموطن ما را به کام خود فرو برد، صدها هزار معیوب بی دست و پا، هزاران زن بیوه و لشکری عظیم از یتیم و بیکس به جای گذاشت، در واقع تمام هستی مادی و معنوی ما برباد رفت. نه نشانی ازفرهنگ باقی ماند و نه آثاری از مدنیت و تاریخ.  خلاصه به اصطلاح معروف سوختند و کشتند وبردند و ویران کردند... در این جنگ فرسایشی نه تنها هستی مادی ما بر باد رفت بلکه داشته های معنوی ماهم لگد مال و تخریب شد. این حوادث جنون آسا چون یک آفت و بلای آسمانی ما را تکه و پارچه ساخت، شیرازه زندگی اجتماعی و سیاسی و فرهنگی از هم گسست، مردم رنجور وبلا دیده ما، متفرق و پارچه پارچه شدند. پرا گنده بر مبنای تنظیم، ملیت، نژاد، مذهب و منطقه. این عوامل چنان مارا ازهمدیگر دور افگند که مثل تُکری بقه هیچکس قادر به یکجا ساختن واتحاد مانیست. دوران جنگ چنان فضای پرآشوب، بی اعتمادی وبیگانکی را خلق نمود که هیچ داکتر و طبیبی قادر به مداوای آن به این سادگی نخواهد بود. خوب این همه بدبختی، در یک کلمه نتیجه شوم جنگ است و بس. حالا که تا حدودی غبار کدورت دود و باروتِ جنگ ته نشین شده ، زمینه آن میسر گردیده که نیروهای  وطنپرست و پیشرو یعنی روشنفکران و دیگر اندیشان توجه خود را به سوی تحکیم و تعمیم دموکراسی و ازاده اندیشی مبذول دارند و اجازه ندهند که سیاه اندیشان خفاش صفت و یا بنیاد گرایان کور دل بار دیگر زمینه تاخت وتاز بی امنیتی را احیا کرده و دموکراسی نو پا را در گلوخفه کنند. ما هنوز در سایه شوم فرهنگ قبیلوی و خودکامگی بسر میبریم. ریشه ها و مناسبات قبیلوی در باورهای سیاسی و مذهبی ما وجود دارد، خشونت را در تمام ابعاد زندگی خود تجریه میکنیم.شدت عمل، کینه توزی، سازش ناپذیری، نفاق اندیشی، عدم مسامحه و اغماض، مخالف کُشی و تمامیت خواهی نه تنها در تاریخ افغانستان بلکه در زمان فعلی نیز در درون جامعه ما رواج دارد، سیاست، فرهنگ، مذهب دردرون جامعه افغانی با استبداد عجین شده است.

یک ملای کور به گونه ای براین مملکت ویران حکومت کرد که ریکارد همه زمامداران و سیاستمداران خودکامه تاریخ را شکستاند. ما تنها با مستبدان سیاسی مواجه نبوده ایم، بلکه مستبدانی داشته ایم که باچماق دین برفرق ما کوبیدند، با شلاق شریعت بر گُرده های مردم نواختند، با ریشخندی و گز و پل ریش بر مردم حکمروایی استبدادی را تجربه کردند. خشونت را هویت انسانی دادند، نقض حقوق بشر را صفت اسلامی دادند، بربریت و توحش را صبغة اسلامی و سیاه ترین عصر شب را زیر چتر اسلام خلق کردند. با ارزشهای اسلام بیگانه بودند و تنها با شور اسلامی انسان کشتند. این وضعیتی است که برای تحقق دموکراسی دردرون جامعه افغانی باآن روبرو هستیم.

پژواک شاعرهموطن ما چه خوب فرموده است:

تا جدا هستیم انگشتان افگاریم ما

مشت اگر گردیم ازان دندانها خواهد شکست

زین همه چون و چرا اندر میان این و آن

شیشه ناموس بی چون و چرا خواهد شکست

 شاعر دیگری  میگوید:

طبیعت هرچه باشد نغز و زیبا

چو آزادی نباشد سخت زشت است

جهان در پرتو آزادی و مهر

اگر زشت است وگر زیبا، بهشت است

 دوستان! ما طی سالهای طولانی بحران و کشمکش زهرتلخ مهاجرت و آواره گی را چشیدیم، ولی بدبختانه که ازهمدیگربیگانه بودیم، تعصب و تبعیض چشمان حقیقت بین مارا کور ساخته بود، تا توانستیم تخم تفرقه ونفاق و جدایی را بین همدیگربذر نماییم، تا به بهانه های پوچ زبانی و نژادی و قوم و قبیله و منطقه و مذهب سر برادران خویش را به سنگ کوبیدیم، نسبت به همه کس خویشتن را حق به جانب تلقی کردیم، به ویژه انتخابات ریاست جمهوری نشان داد که هنوز هم افق اندیشه ما را مبنای قومی، قبیلوی ومنطقوی احاطه کرده است. هنوزهم کارکردها و رویکردهای ما بر همین مبنا استواراست. ما هیج وقت از اشتباهات گذشته های غمبار خود درس عبرت نمیگیریم. از تجارب غنامندی که پیشروی ما قرار دارد، استفاده نمی کنیم. یعنی هنوز هم واقعیتهای جامعه افغانی را به صورت علمی و اساسی در ک وتحلیل نکرده ایم. حرکت ما بسوی جلو خیلی کُند و بطی است. ما در عصر شتابان و سرعت علم و تکنالوژی زنده گی می کنیم. در کشوری که بیشتر از پنجاه حزب سیاسی موجود باشد، شما خود حدس بزنید: ما کجاییم در این بحرتفکر تو کجا... یعنی ما تا چه حد پراگنده و متفرق و پارچه پارچه هستیم. اندیشه ها و طرز تفکر ما چقدر از هم فاصله دارد، چقدر از خود بیگانه و مغرور و از خود راضی هستیم. وقتی این پراگنده گی در سطوح رهبری جامعه ما به این پیمانه ژرف باشد، پس گناه و ما و شما چه خواهد بود؟

 من باید خدمت شما به عرض برسانم که ما تمام مسایل و دشواریهای کشور ویران خود را از روزیکه از چنگال خونچکان سپاه عقبگرایی طالبی نجات پیدا کرده و تحولاتی که بعدازان به میان آمده در برگنامه های ماهنامه اندیشه نو، بنیادی کندوکاو ارزشیابی و بررسی و نقد نموده، راه های روشن وشفاف پبشروی هموطنان گذاشته شده که در طی هجده شماره به خوبی انعکاس و بازتاب داده شده است.

 در طی یکنیم سال گذشته مقالات مبسوطی پیرامون حقوق و آزادیهای هموطنان بالخاصه حقوق و آزادیهای زنان کشور ما که رنج و شکنجه روحی وزن ستیزی کمر شان را شکسته است. آزادی بیان و مطبوعات ، حمایت کامل ازاعلامیه و منشور جهانی حقوق بشر، چگونگی جلوگیری و مبارزه دوامدار بر ضد مافیای هیروئین و تریاک، بازسازی جدی اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی مساوی در تمام نقاط افغانستان، به ویژ در آن بخش های از کشورما که در گذشته بنابر عوامل مرموز تبعیضی به نحوی از انحا از نظر ها افتاده وازلست رشد وترقی و تحول بدور نگهداشته شده، نوشته ها و تحلیل های عالمانه متعددی هنگام تسوید و تصویب قانون اساسی جدید افغانستان و انتخابات ریاست جمهوری به چاپ رسانده ایم که نتایج مثبتی نیز ازان بدست امده است.

 اندیشمندی میگوید: دموکراسی حکومت مردمانی است که شایسته آزادی اند و شایسته زندگی باعدالت اند... لهذا

برای پاسداری از آزادی و عدالت باید از دموکراسی حمایت نمود و برای تحقق و رشد آن با تمام با تمام امکانات بپا ایستاد و هرگاه ما توانای آن را داشته باشیم که از دموکراسی ورشد آن در پرتو پلورالیسم دفاع کینم و به مداخلت و سنگ اندازیهای اجنبی اجازه ندهیم، ما قادر خواهیم بود که کشتی شکسته و توفانزده وطن خو را بالاخره به ساحل نجات خواهیم رساند و به سر منزل مقصود رهسپار خواهیم شد.

 ما در نشریه خود نه تنها به مسایل و دشواریهای سیاسی و اقتصادی کشور بلا کشیده خویش  در وقت و زمانش پرداخته ایم، بلکه رشد و ترقی فرهنگی، هنری وادبی را در اینجا یعنی در کانادا نیز از نظر دور نداشته ایم. درصفحات شعری ما از غزلهای پرمایه وناب شعرای کلاسیک گرفته تا اشعارموج نوشعرای معاصر بخوبی بازتاب داده شده است. داستان های کوتاه ، مصاحبه ها با اندیشمندان، شاعران، هنرمندان، صاحب نظران وتحلیل گران در صفحات نشریه، غرض معلومات هموطنان انتشار داده شده است.

 بالخصوص دست اندر کاران اندیشه بیشتر ازهمه به مسایل و دشواریهای نسل جوان اهمیت فراوان قایل است. علاوه برچاپ نامه های جوانان که دران از پروبلمها و مشکلات خویش در این دیار پرده برداشته و با چالشهای که درمدارس و جامعه بدان روبرو بوده، به ویژه بی بندوباریهای برخی جوانانی که ارزش اخلاقی، سنن و عنعنات پسندیده کشورخود را ازیاد برده ، شکایت و ابراز نا امیدی کرده ، به نشر رسانیده ایم. آثار رسامی، خطاطی و هنری جوانان طی مصاحبه های گونه گون انعکاس داده شده است. جوانان ورزشکار و شاگردان صاحب نبوغ و استعداد برای تشویق و ترغیب سایرجوانان فعالیتهای شان در صفحات جوانان بازتاب داده شده است.

 اندیشه نو بار ها در صفحات خود از سایر نهاد ها و موسسات فرهنگی و اجتماعی افغان ها درخارج از کشور مصرانه تقاضا نموده است که تمام اندیشه ونیروی خویش را به تربیت نسل جوان که در بلا تکلیفی و بی بندوباری بزرگ میشوند ورشد پیدا می کنند، مبذول دارند، نگذارند که این نسل که فردای جامعه بدانها تعلق دارد و به دست آنان اعمار میگردد، بین آسیا سنگ دو فرهنگ متضاد آرد شوند، برای نجات جوانان برای تربیه و آموزش درست جوانان تمام توانای ونیروی خویش را به کار بیاندازند و آن ها را از منجلاب بدبختی برون بکشند. جوانان نباید هویت ملی خود راهویت اسلامی و هویت مذهبی خود را از یاد ببرند. و درچهار راهی فلاکتبار بی هویتی سرگردان باشند. اگر اینگونه شوند، این یک فاجعه خواهد بود و یک مصیبت. ما جوانانی خواهیم داشت که ما نامش را گذاشته ایم : نسل سر گردان. من به نماینده گی از دست اندرکاران اندیشه نو از تمام مزاکر و نهاد ها درشرایط مهاجرت و غربت به خصوص انجمن فرهنکی و اجتماعی افغان های مقیم کیوبک مجدانه تقاضا وخواهش میکنم که نسل جوان را در یابید. تنها پسران را نی بلکه خواهران خود را هم از یاد نبرید. نگذارید آنها از تاریخ کشورخود از گذشته پرافتخار خود از زبان مادری خود از میراث گران بها و غنامند فرهنگی، هنری و ادبی خود از سنن وعنعنات خود بیگانه بار بیایند و در برهوت بی هویتی سرگردان شوند. همه باید متفقا تلاش به خرچ دهیم که نسل جوان را از سرگردانی و بی هویتی نجات بخشیم. ما جوانانی باید تربیه کنیم که دارای روحیه وطنپرستی و طندوستی باشد، تا  روزی وروزگاری به میهن پر افتخار شان بر گردند، درآبادانی و اعمارافغانستان نوین سهم شایسته ای بگیرند و نقش ارزنده خود را ادا کنند.

 زیرا کشور دومی هیچگاهی وطن نمیشود. به شعر این شاعر هموطن درد رسیده خود توجه کنید. این شاعره هموطن ما بهار سعید الحان نامدارد و مقیم امریکا است:

این خاک قشنگ است ولی خاک وطن نیست

این خانه چه زیبا ست، ولی خانه من نیست

میهن سرمن گشته حکایتگه غربت

آواره دلان را غم افسانه شدن نیست

هرجا که روم کوه و دمن دشت وغزال است

آن لطف و صفاو رَم آهوی ختن نیست

سرواست، سمن هست، گل و مرغ چمن هست

بوی وطن و نگهت آن سرو سمن نیست

زولانه فرقت که به پای دلم افتاد

روحم به جز آواره آن کو ودمن نیست

ای دوزخیان شعله ای غارت مفروزید

فردوس وطن مسند شیطان کهن نیست

برشهر شجاعان هوس سلطه مدارید

سربه فلکان را سر تسلیم و شکن نیست

 دوستان مهربان، باعرض یک نکته اخیری خدمت دوستان به گفته های خود نقطه پایان میگذارم. ما در نشریه خویش در ده ها مقاله زن ستیزی را محکوم و مردود اعلام نموده ایم و حضور زنان را در تمام فعالیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی یک امرلابدی میدانیم. ما نباید نیم از بدنه تن خود را فراموش کنیم و دوربیاندازیم، بگذارید متحدانه و باهمبستگی کامل زن و مرد به پیش برویم. ما درقرن بیست ویک بسر میبریم. هیچ محفلی و هیچ انجمنی بدون موجودیت چهره زیبا، مهربان، صمیمی و قشنگ زنان رونق و جلوه خاصی ندارد، خشک و بیروح است. زن ومرد دو غنچه گلی ازیک چمنستان زندگی هستند. باید شانه به شانه هم متحدانه به پیش حرکت کرد.

 خواهش میکنم به این دعائیه ختم گفتارم، از روی مرحمت آمین بگویید و این را به مثابه یک شعار بپذیرید:

یارب گناه اهل جهان را به ما ببخش

ما را سپس به رحمت بی منتها ببخش

هر چند ما نئیم سزا وار رحمتت

ما را بدانچه نیست سزاوار ما ببخش

 از توجه همة شما تشکر.

***

 

۱۰

منوربيگ «روشن» شاعر

 

بزم سخن

 

اندرین بزم خوشا باز که یکجا شده ایم

بهر پیریزی بنیادی مهیا شده ایم

بی سخن مرده بود، زنده مخوانش هرگز

از برکات سخن انجمن آرا شده ا یم

ما زیک جرعهء آبیم ویا مشتی خاک

فیض علم است کنون پا به ثریا شده ایم

گرچه یک قطره باران ز بحر علمیم

ازتوان قلم است موج به دریا شده ایم

آنچه برلوح دلم حک شده حرف فلم است

از همین گنج سخن شهره به دنیا شده ایم

دست تان خالی مبا د ازقلم و شعر و کتاب

باسخن همدم و همراز هویدا شده ایم

«روشنا» وصف قلم هرچه بگویی تو بجاست

از فیوضات قلم جمله توانا شده ایم

 

***

۱۱

خورشيد عطايی شاعر پشتو

عضو هيات تحرير انديشه نو

***

۱۲ 

بیانیه

عبدالرزاق حسامی

 معاون بخش اجتماعی انجمن

دوستان عزیز فرهنگیان والامقام در قدم نخست صمیمانه ترین احترامات عمیق قلبی خویش را به پیشگاه شما تقدیم می نمایم و تشریف شما عزیزان را در محفل امروزی که مناسبت ایجاد انجمن جدید فرهنگی و اجتماعی خیر مقدم و خوش آمدید می گویم و آنرا یک گام مثبت در راه خدمت به فرهنگ و زبان عزیز ما تلقی می نمایم.

اقدام چنین کاری در چنین محیط مرا وادار ساخت تا در این انجمن که هدف آن رشد فرهنگ و زبان است سهیم باشم ، ازینرو بدون تطاول و با علاقه مندی  در ایجاد آن شریک وعضویت آنرا پذیزفتم.

 دوستان عزیز مسرورم که برگزاری این محفل نیک باعث شد تا سخن های را که در دل نهفته دارم به پیشگاه شما زبان بگشایم. . جای خوشنودی است که امروز فرهنگیان و مشوق قلم و فرهنگ گرد هم آمدند ، تا شعله های علم و فرهنگ را بتابانند. تا باشد از فرهنگ آسیب دیده ما حراست گردد. حالا که ما در سرزمین بیگانه زندگی داریم ، زبان ما تحت الشعاع زبان های دیگر قرار گرفته اگر توجه جدی فرهنگیان مبذول نگردد ، آنرا از دست خواهیم داد و فراموش خواهیم کرد. شاید شما دوستان با من همصدا باشید که در جهان برای یک ملت هیچ چیزی با اهمیت از فرهنگ و زبان نیست. زندگی معنوی هر ملت به فرهنگ آن وابسته است. در حالیکه فرهنگ و زبان در حالت تهدید قرار دارد ، ما به ارزش بیشتر فرهنگ خود بیشتر پی برده ایم. قدر عافیت را کسی داند که به مصیبتی گرفتار شود.

باید بدانیم که چه خطری متوجه فرهنگ ما است و منشأ آن در کجاست؟

کسانی که به شاخص های کمی معتقدند ، کمیت ها است که آنها را متقاعد می سازد و می تواند از آمار ها و مقایسه آنها کمک بگیرند. مثلا : تشدید فرار مغز ها ، پائین آمدن سطح آموزش ، تنزیل کیفیت تحصیلی ، کم شدن میل به مطالعه و تمایل بیشتر به رسانه های سرگرم کننده ، کاهش تولیدات محصولات هنری و علاقه به تماشای آثار هنری و نظایر آن آمار های است که می توان آنرا را با یکدیگر شان و با جوامع خود و دیگر مقایسه کرد. حاصل کمی برای اثبات روند کاهش پذیری و افولی ، به کمک عدد و رقم کار دشواری نیست . کاریست حتمی و ضروری و نه چندان دشوار. اما بانمای حقیقت امر  نیست و چه فرهنگ به سان روح و نفس موجود زنده است ، همچون عطر گل و گیاه ، به سان  بوی خوش بی آنکه لو را ببینیم حس کنیم.

.............................

از عرصه کمیت اگر بگذریم شاخصهای دیگری باید از فرهنگ گواهی دهد ، شاخص های که معیار های کمی از عهده بیان آن بر نمی آید مانند آنچه در روی رومان ها توصیف شده و در شهر تصویر و هنر های دیگر جلوه آن دیده می شود. بدیهی است که نحست این انجمن چه ، انجمن های بمراتب حجیم تر از این پاسخگوی همه مسایل فرهنگی نمی باشد ولی ایجاد و سرعت کار چنین انجمن بیشتر نیاز به اعضای فعال و شما فرهنگیان بستگی دارد. امیدوارم که ایجاد این انجمن وسیله یی رشد استعداد نه تنها جوانان و نسل نوین ما ، بلکه بزرگان ما نیز از آنها بهره مند گردند و هم مسایل سرگرمی آنها را فراهم آورد.

 رویهمرفته تشارک همه قلم بدستان و فرهنگیان را یک گام مثبت ارزیابی می نمایم. گرچه در این دیار بسا پرابلم ها را در پیش رو داریم اما تشاجر و تشاهد ما در این انجمن باعث پیشرفت کار ما خواهد بود. امیدوارم که انجمن حاضر پسند اربابان فضیلت و اشتراک کننده ها و همه همزبانان گردد.

 در خاتمه از بارگاه ایزد متعال موفقیت همه فرهنگیان فهیم و خادمان واقعی علم و فرهنگ که در واقعیت رهنما و پیشبرد ، یار و مشوق دیگران در راه بلند بردن سطح دانش و ادبیات غنی و پربار فارسی هستند آرزو می نمایم و من الله توفیق

***

۱۳

انجنير محمد نعيم غيبی

***

۱۴

ملک گذر معاون انجمن

***

۱۵

سخنرانی اختتاميه فقيرمحمد موفق

***

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸۳ - Shearzad

 

 

 پارچه شعری از ملک گذر معاون انجمن

 

امشب که  محفل ما  جایگاه  عارفان است

گفت و شنود  یاران  تاریخ  در جهان است

عشق است و مهر هر جا سر چشمه اش زبان است

سالها گذشت  اما  در قلب ما  امان  است

دری بگو که امشب ما را در است و جان است

فردای  محفل  ما  چون  نور  رخ عیان  است

ما هم اگر چه  دوریم از  جایگاه اصلش

با شوق شاعرانه کردیم به اصل وصلش

خرسندی  در  کلام  آینده  های  نسلش

خواهیم گرفت روزی زان میوه ها فصلش

در رگ رگ وجودم صد قصه ها نهان است

فردای محفل ما  چون نور  رخ  عیان است

دری ز گنج لب ها آهنگ می  سراید

با یک غرور اعلا با ننگ می سراید

دو تار و دول  سرنا با چنگ می سراید

بلبل به باغبا نش هر رنگ می سراید

هر نقد  جمله  هایش آرامش  گمان  است

فردای محفل ما چون نور رخ عیان است

هستم تا که  هستم شعر دری  بدستم

از جام هر رباعی دیوانه وار مستم

با جمله شاعرانش پیمان خویش بستم

دری به قلب باشد هستم تا که هستم

پیر است این تن من با شعر من جوان است

فردای محفل ما چون  نور رخ عیان  است

 

 

سروده بهاری از محترم ملک " گذر" به لهجه هزاره گی

 

ده آغیل موگــل نــورو ز ویــا ره            ده خانه یار مه هـفت مــیوه تیاره

بچــینم گل ده  د ست یــار خو بتیم            مگــم یک جام هـفت میــوه بیاره

گـُـله حلقه کــده د ه ســر خو بـیـله            کنه قد شنگ چـشمهای خو اشاره

ده دل گفتم هـفت مـیوه ره خورد م            مگم قـد شی یگـو بوســه ده کاره

ده اِی چُرد وده اوچُرد خیلی رفــتم            دیـد م یارجـا نمه ده مــه انتظـاره

ده دست شِی جام هفت میوه شیرین            گــرفـــته از دیگــرو خوده کناره

دلـم عاشــق بودوعاشـق ترک شــد            چه خوب نوروزوهم روز بهــاره

مره گفـت که بیا بِی شِی ده پیش مه            بخوان بـلد یمه باچنگ ود وتــاره

مه خوا ندم پی ده پی از تی دل خــو           بَلی بور تو شــوم د خت هـــزاره

 

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٥ بهمن ،۱۳۸۳ - Shearzad